م. شناسه/

آیین ابقای شهردار به خیر و خوشی برگزار شد. به صراحت می‏توان این مراسم را یک پیروزی دیگر برای طیف اصلاحات کاشمر دانست. اینان همچنان در حال برداشت نتایج کار تشکیلاتی خود در سالیان اخیر هستند. یک بار تیتر زدیم که؛ کاشمر چپ شد، هنوز هم همین تیتر قابل طرح است. فرماندار، نماینده، شهردار و اکثریت شورای شهر اصلاحاتی هستند. امام جمعه دیارمان نیز سعی دارد رفتاری پدرانه داشته باشد. برخی از روسای ادارات هم تعویض شدند. برخی بازنشسته شدند. در این میان اصولگرایان هنوز در بُهت شکست‏ هستند.

سالی مانده به پایان دوره نمایندگی دکتر اسماعیل‏نیا با ایشان دیداری در نمایشگاه بین‏المللی تهران داشتم. در کسوت یک روزنامه‏نگار به سه دلیل تاکید داشتم که جناب دکتر شما با ریزش آراء مواجه هستید و در حال باختن بازی برده هستید. باور داشتم ایشان به عنوان فردی که از تابوی خباز و بلوکیان رد شده است، توان کمک به پیشرفت کاشمر را دارد. آن روزگار ایشان تمام همتش را مصروف تبیین مقوله اقتصاد مقاومتی در کاشمر کرده بود. توجه چندانی به اطلاع‏رسانی نداشت و از کارکرد دفاترش در تنویر افکار عمومی بی‏خبر بود. مشاورانش به هر دلیل نکاتی را به وی متذکر نشده بودند. همین مشاوران از عوامل ریزش آرای وی بودند.

به ایشان متذکر شدم جریان اصولگرایی در کاشمر اسیر تشدد است و باید وحدت را در این طیف ایجاد کرد. برایشان از انسجام تشکیلاتی طیف اصلاحات گفته شد. ایشان از همراهی جماعت اصولگرای ترشیز چندان بهره‏مند نبود و اگر بود نتوانست چندان از این همراهی برای انتخاب مجدد بهره ببرد. اکثریت آراء در سبد اصولگرایان ریخته شد. ولی در این سبد وجود چهار چهره اصولگرا یا منتسب به جریان اصولگرا باعث درخشش نام موجود در سبد رای اصلاحات شد. این طنز تلخی است که اکثریت یک منطقه اصولگرا باشند و اقلیتی منسجم با یک کار تشکیلاتی به قدرت برسند.

این قدرت نوش جان اصلاحات، کار تشکیلاتی ستودنی است. اینکه اکثریت ترشیز را اصولگرایان تشکیل می‏دهند شاید برای برخی عجیب باشد، کافی است به نتایج انتخابات ریاست جمهوری ادوار نگاهی بیاندازیم. اختلاف رای دکتر روحانی و سید ابراهیم رئیسی گویای این مهم است. وقت آن است که اصولگرایان ترشیز به طور اعم و کاشمر به طور اخص به خود بیایند. مومن از یک سوراخ دوباره گزیده نمی‏شود. همیشه تشدد و حضور اختلاف برانگیز چند کاندیدا از یک طیف باعث شکست است. به خصوص اگر تیم مقابل از تشکیلات مناسبی بهره‏مند باشد و دارای اتاق فکر باشد و بداند از آنچه دارد چگونه بهره ببرد.

همین تشدد و کثرت کاندیدایی که در انتخابات مجلس مشهود بود در انتخابات شوراها هم قابل رصد بود. اصولگرایان به راحتی می‏توانستند لیستی یازده نفر با حضور چهره‏های پیشکسوت و جوان و تعدادی زن و مرد متخصص و متعهد فراهم آورند و با یک لیست به آوردگاه رقابت با رقیب بروند. در این حالت ممکن بود شاهد آرای بالای ده هزار نفر برای منتخبان اصولگرا باشیم. البته در این انتخابات مسایل قوم و خویشی و منطقه‏گرایی نمود عینی داشت. حضور سه چهره کوهسرخی‏الاصل و دو چهره با اصالت فدافنی مببین این ادعاست. اصولگرایان کاشمر و ترشیز به هر دلیل تمایلی به آسیب‏شناسی شکست‏هایشان ندارند.

اصولگرایان جریانی هستند که هوادار و سمپات دارند. با این همه شایسته است در یک کالبدشکافی درست و حسابی انجام شود. جای یک روحانی مقتدر و با بصیرت در این جریان خالی است. باید رجلی مورد قبول همه در رأس مجموعه باشد که نگاهی پدرانه به نحله‏های اصولگرا داشته باشد. بایسته است این بزرگتر را شورای جامع‏الطراف یاری کند. این جریان به پدرخوانده نیاز ندارد. تشکیلات باید به بهترین نحو ابراز وجود نماید. نحله‏های مختلف اصولگرا باید به طور شفاف وفاداری خود به مجموعه را اعلام نماید و  با قدرت در اتاق فکر این جریان بر فرض تشکیل شرکت کنند.

باید نیازهای واقعی مرد با واقع‌بینی البته با توجه به آرمان‌خواهی، رصد شود. فهم چرایی تغییرات سبک زندگی اقشار مختلف سه شهرستان ترشیز یک ضرورت است. در این میان باید توجه ویژه به اقشار آسیب‏پذیر و قشر متوسط مبذول شود. باید زبان عامه مردم را برای تبیین و بیان بهتر اهداف و مسایل و مباحث مورد نظر جریان مورد استفاده قرار داد. انتقال و تبیین ارزش‌های انقلابی به زبان عامه مردم یک نیاز انکارناپذیر برای حفظ و تبلیغ جایگاه این جریان وفادار به آرمان‏های امام راحل(ره) و مقام معظم رهبری است.

جریان اصولگرایی در کاشمر و ترشیز از ضعف اطلاع‏رسانی رنج می‏برد. نه بلوکیان و نه اسماعیل‏نیا نتوانستند به خوبی دستاوردهای خود را در پیشرفت و بالندگی سه شهرستان ترشیز بیان کنند. اصلاحات در ترشیز دارای چندین نشریه محلی و پایگاه خبری است. از این رسانه‏ها با دقت حمایت مالی و تدارکاتی می‏شود. به قول اهالی مطبوعات حواس این جریان به اقتصاد رسانه هست. متاسفانه جریان اصولگرای ترشیز بذل عنایتی به مطبوعات و اطلاع‏رسانی و اقتصاد رسانه ندارد.

 هم اینک محمد رضا خباز دارای سامانه اینترنتی فعالی است،  تیمی از جوانان اصلاحات این سامانه را پویا و به سامان مدیریت می‏کنند. شبیه این مورد برای احمد بلوکیان یا دکتر اسماعیل‏نیا و جواد کوهسرخی و جلالی مشهود نیست. خباز گرچه مکلاست ولی بسان یک خطیب و واعظ در محافل مختلف حاضر می‏شود و با قدرتی که در فن بیان و سخنوری دارد با اهالی سه شهرستان چهره به چهره روبرو می‏شود و در محافل مختلف به عنوان سخنران حاضر می‏شود. شبیه این حالت را از بلوکیان و اسماعیل‏نیا و سایر کاندیداهای ریز و درشت اصولگرا شاهد نیستیم.

در محرم امسال در میدان مرکزی شهر کاشمر شاهد نصب بنری بزرگ حاوی تصاویر فرزند شادروان عربی و آقایان رسولی و خباز و رمضانزاده و خزاعی به عنوان سخنرانان تکیه شهدا بودیم، نظیر این حرکت را برای اصولگرایان سراغ دارید؟ بسیاری از لیدرهای اصلاحات منطقه ترشیز حضوری فعال در شبکه‏های مجزای و اینترنت دارند. چند لیدر اصولگرا را می‏شناسید که دارای صفحه اینستاگرام باشد؟ چند دارای توئیتر هستند؟ چند نفرشان دارای گروه یا کانال تلگرامی هستند؟ چند نفرشان سایت و وبلاگ دارند؟

تیم اصلاحات به خوبی توانسته از کارکرد موسسات فرهنگی و انواع سازمان‏های مردم نهاد برای بسط عقاید و باورهای خود بهره ببرد. چرا اصولگرایان در این گذر زمان نتوانستند مکانی چونان تکیه شهدا داشته باشند؟ چرا بزرگان این جریان نتوانستند جوانگرایی کنند و در حوزه سازمان‏های مردم نهاد فعالیت کنند؟ گاهی به بهانه جذب حداکثری پذیرای مهاجرانی از طیف مقابل بودیم. این مهاجران را در بالای مجالسمان نشاندیم. آنان را عزیز داشتیم و آنقدر باورشان کردیم که امر بر خود ما و ایشان و دیگران مشتبه شد که نکند اینان رکن رکین جریان اصولگرایی هستند؟

دوستی از اصولگرایان تعریف می‏کرد در یک دوره از انتخابات در پی مسئله‏ای به اردوگاه رقیب پیوست. می‏گفت گمان می‏کردم بسان مهاجران آنان در طیف ما، من هم بر صدر خواهم نشست. خودم را آماده لیدری کرده بودم. به طنز می‏گفت اگر حلقه های اصلاحات را ۲۵ حلقه فرض کنی مرا به حلقه ۲۵ هم راه ندادند. تشکیلات یعنی این. متاسفانه در دوره‏های مختلف شاهد هستیم مهاجران آن طیف به این طیف آمدند و راهبر شدند و راهبران قبلی را به کناری زدند. این افراط در جذب حداکثری عاملی برای همین چند تا شدن کاندیداها در انتخابات مجلس و شوراهاست.

جریان اصولگرای باید در راستای کالبدشکافی دقیق خود اعتنایی ویژه به مقوله نقد داشته باشد. باید فضا برای نقد درونی مهیا باشد. باید اشتباهات خود را مردانه بپذیریم. از توجیه کردن باید فرار کرد. نقد رقیب کار سختی نیست. کار سخت نقد خود و مجموعه مورد علاقه‏مان است. در راه نقد باید از سر انصاف حواسمان به افکار عمومی باشد. مردم ناظرانی بی‏طرف هستند که با دیدن اشتباهات ما به طیف مقابل جذب می‏شوند. بزرگان دیروز و امروز جریان اصولگرایی در ترشیز باید بدانند مردم حواسشان به همه چیز هست. امروز و دیروز هر اصولگرا رصد می‏شود. نمی‏تواند با ظاهر سازی در جامعه تردد کرد.

کاش بزرگان اصولگرا خودشان را تعریف کنند. کاش رک باورهایشان را در باره مسایل سیاسی بیان کنند. کاش با صراحت لهجه سلسله نشست‏های با هوادارانشان داشته باشند. ایجاد یک موسسه فرهنگی فعال می‏تواند پلی ارتباطی میان بزرگان اصولگرایان و هواداران باشد به شرط آن که هر از گاه شاهد برگزاری مراسمی با حضور شخصیت‏های اصلگرای طراز اول استان و کشور در کسوت سخنران باشیم. برگزاری نشست‏های پرسش و پاسخ توصیه می‏شود. در این میان کاش بزرگان اصولگرا به تهران‏نشینی و مشهد نشینی خو نگیرند و تند تند در منطقه حاضر شوند.

غرض آن که شکست می‏تواند مقدمه پیروزی باشد. از الان برای شورای شهر بعدی در کاشمر و هر جایی  از ترشیز که لازم است باید آماده شد. باید از الان برای انتخابات مجلس شورای اسلامی نیز آماده شد. البته قابل حدس است که باز در ماه‏های منتهی به انتخابات چند نفر حسب تکلیف خودشان را برای حضور در بهارستان آماده خواهند کرد. اینان در نظرسنجی‏های که کمیت و کیفیتشان مجهول است خودشان را با فاصله بسیار برنده رقابت‏ها خواهند دید. هر چی هم ریش‏سفیدان و بزرگانی اینان را گرد هم جمع کنند پاسخ خواهند داد؛ همه با هم برابرند و ما برابرتیم و وحدت خوب است و حول من! زمان زود می‏گذرد و گاهی زود دیر می‏شود.

زمان آنقدر زود می‏گذرد که موسم انتخابات ششمین دوره شوراهای شهر و روستا فرا خواهد رسید. باز همین سازوکار تکراری در اردوگاه اصولگرایان دیده خواهد شد. باز هر یک خودش را در شورا خواهد دید. باز جریان مقابل با توجه به توان مهندسی افکار عمومی خود و بهره‏مندی از تشکیلات برنده انتخابات خواهد شد. باز شهردار موردنظرشان را راهی شهرداری خواهند کرد. شاید برخی که اقلیت هستند آبستراکسیون کنند. شاید سروصدا کنند. ولی این همه بی‏فایده است. برنده آنی است که معنای تشکیلات را می‏داند. تشکیلات یعنی در اقلیت باشی و بتوانی اهدافت را مجدانه پیگیری کنی. آری کاشمر این روزها چپ هست. این چپ بودن ناشی از تشکیلات اصلاحات و تشدد اصولگرایان است و بس.

انتهای پیام/

  • پرینت از این پست پرینت از این پست
  • برچسب ها:

    به اشتراک بگذارید :

    مطالب مشابه
    ۱ دیدگاه
    1. جلال

      « اصلاحات در ترشیز دارای چندین نشریه محلی و پایگاه خبری است. از این رسانه‏ها با دقت حمایت مالی و تدارکاتی می‏شود»
      نکته اصلی همین هستش
      اطلاع رسانی و حمایت از اطلاع رسانی

    شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

    - کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
    - آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد